شعرها و ترانه های یوسف شکری فرد

شعر و ترانه

سرود رسمی سازمان مدیریت پسماندهای شهرداری تبریز  با عنوان       ( پاکبان)

 

به گزارش واحد اخبار ، آمار و اطلاعات سازمان مدیریت پسماندهای شهرداری تبریز رونمایی از سرود رسمی این سازمان همزمان با برگزاری میز گرد پسماند و صنعت سبز و با اجرای زنده سرود در این مراسم صورت گرفت و طی ان از تلاشگران عرصه پاکیزگی تبریز تجلیل و قدردانی  شد.

شایان ذکر است این سرود که با صدای دلنشین استاد آواز و هنرمند برجسته آذربایجانی اسفندیار قره باغی و جعفر احمدی اجرا شده ساخت آهنگش بر عهده غلامرضا میرزازاده بوده و شعرش را نیز یوسف شکری فر سروده و تنظیم قطعات نیز توسط حسین فاضل صورت گرفته است.

شایان ذکر است کارگردانی کلیپ این سرود که
با حضور 30 نفر از خود پاکبانان و زحمتکشان امور تنظیف حوزه خدمات شهری شهرداری
تبریز تصویر برداری شده بر عهده قربانعلی طاهر فر می باشد.

 

 

تصاویری از  پشت صحنه ای این کلیپ  زیبا را از  لینک زیر  ببینید

 

http://pasmand.tabriz.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=1&id=403

 

 و تصاویری از رونمایی در لینک زیر

 

 

 

http://pasmand.tabriz.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=1&id=405

 

خبر گزاری نصر

 

http://ibarad.com/News/4946691

 

خبر گزاری آریا

 

 

http://aryanews.com/News.aspx?code=20150118131500510&svc=91

 

 هشترود نیوز

 

 

http://www.8roodnews.com/?p=24190

 

 

پایگاه اطلاع رسانی پیک هشترود

 

http://peykehashtrood.ir/

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 17:12  توسط یوسف شکری فرد  | 

غزل

غزل

غمیــــست پشت سکوتت اگر سکوتـت را " ســه تارها  بنـوازد طنـین ماهـــوراست

لبت صریحـــترین آیه ی شکوفایست*ولــی دریــغ به حکم  ســکوت مجـــبور است

 

و آن دو چشم پر از معنی و پر از مفـهوم " نگاه ملتهـبـت روشـــن و بالا تــکلیــف

من ازنگاه قشنگت چگونه وصف کنم "چقدر ژرف ،چه بی انتها ،چه مغــرور است

 

بــــدون پــرده بگــویم گلایــه هایم را " تــــو که غریـبـه نبودی بـــرای ایـن دل من

چـه خـوب میـشد اگر صادقـانه میـگفتی" که کــام عشق کسی با مذاق تو جور است

 

چقــدر سـمـفـونـیه لحن خنده ات زیــبـاست " چقــدر لحن قدمهای تو دل انگیز است

 کنار عشق جــدیـــدت قـدم بزن وَ بخند " که هر دو معنـی تلفیقِ تار وتنبــور است

 

زبان بــــرای سرودن همیــشـه قاصـربود "غــزل ! بهــانه ی خوبـی شدی برای دلم

ولی برای تو دیگر غزل نخواهم گفـت "غزل ! بجوش که این قتلگــاه منصور است

 

از ایـن به بـعد برایت غزل نخـواهم گفـت "دلم گرفـته "غـزل"هیچ کس مقصرنیست

همیـنکه آمــدم و عاشـق کسـی بشـوم " به خــود رسیدم و دیـدم که دیـریا دور است

 

بــگو به مــن که چـــرا واقـعا نمیـــدانم " دلیـل ایـنکه چرا شــب کنــارهـــم بودیـــم...

چه خــنــده ها که نـکردیم بُگـذریم فـقــط " به خاطرت نسپارش اگر که مقــدوراست

 

فلــک به حـــکم زمانه به صورت فلـکی " سـتاره ی دلمان را کـــنار هم نگــُذاشـت  

فلـک به عـادت دائم همیـشه میــچرخد " قبــول کــن که در این اتــفاق معــذور است

 

من حکم# بــــند ابـــــد را به خـــود پذیــرفتم " تــــــوهم قرار بــد سرنوشت را بپذیر

نِــشــسـته نظم فلــک را کسـی به هم نزند " کسی که برهمـه ی کائــنات مامـوراست

24/10/93

 

*(نیم مصرع ) مصرع دوم بیت اول از مرحوم حسین منزوی میباشد

# آوردن کلمه "حکم " که کامل خوانده نمیشود آگاهانه میباشد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 1:57  توسط یوسف شکری فرد  | 

نصیحت

غزل
وقتی که جای اشتباهی نیست "باید به آرامی قدم برداشت

در خلوت تاریکی جاده "باید چراغی کور سویی داشت
 

وقتی که روی ماه کامل بود "صدها پلنگ از صخره می افتاد

مثل خیال خام قلب من "عاشق شدن را ساده می انگاشت
 

من فکر میکردم که تا خورشید "چون ذره های نور خواهم رفت

دیوانه ای با سایه ها و نور" در عالم خود  ذره می افراشت
 
من فکر میکردم به هر نحوی" تا سر پناه عشق خواهم رفت

تقدیر یا قسمت نمیدانم  "در عین نامردی مرا نگذاشت
 
اینها که میگویم نصیحت نیست "دردند میسایند مغزم را

از ابتدای راه کج رفتم "افکار من عمری غلط پنداشت
 
من باختم در زندگی اما" بعد از شکستم تازه فهمیدم

خوشبخت بودن اتفاقی نیست "باید به زحمت کاشت تا برداشت

یوسف شکری فرد دی ماه 93

+ نوشته شده در  شنبه ششم دی 1393ساعت 21:35  توسط یوسف شکری فرد  | 

مطالب قدیمی‌تر